روش مقارن، بدعت وهابی‌ها را روشن می‌سازد

روش مقارن، بدعت وهابی‌ها را روشن می‌سازد

حجه‌الاسلام والمسلمین علی کورانی از محققین و مؤلفین جهان عرب، سالیانی است درزمینه فقه و اصول و مباحث جهان عرب، فعالیت علمی مفصلی دارد. با وی درزمینه تأثیرات روش فقهی مقارن برای جلوگیری از نفوذ و جذابیت سلفیّه به گفت‌وگو نشستیم. تجربه سالیان حضور در میان اهل‌سنّت و همچنین مناظرات فراوان او با اهل‌سنّت، گفت‌وگوی خوبی را رقم زد.

اجتهاد: به‌کارگیری روش مقارن در استدلالات فقهی آیا می‌تواند فقه سلفیه را منزوی کند؟

کورانی: ابتدا خیلی متشکریم که به این بحث اهمیت دادید. فقه‌مقارن بحث مهمی است؛ به علت این‌که وهابیت اصلاً فقهشان استثنایی است. آن‌ها اصلا اصول‌فقه ندارند. من در یک موضوعی که با علمائشان بحث می‌کردم، هرچقدر سؤال کردم که اصل اولی در هنگام شکّ در تحریم چیست؟ آیا حلیت است یا طهارت است و یا نجاست؟ چیزی نداشتند که بگویند. دلیل سکوت آن‌ها این بود که اساسا اصول‌فقه نداشتند. یکی از فواید فقه‌مقارن این است که روشن می‌سازد این‌ها اصلاً حنبلی نیستند. شیخ الأزهر می‌گویند این‌ها یک حزب‌اند که انگلیس، برای جنگ با خلافت عثمانی آن را تأسیس کرد؛ لذا ربطی به اهل سنت و جماعت ندارد. فقه‌مقارن بابیان نظریات فقه مذاهب مختلف، شذوذات وهابی‌ها و خروجشان از تمام مذاهب مختلف را کشف کرده و روشن می‌سازد.

اجتهاد: آیا به‌کارگیری روش مقارن در استدلالات فقهی می‌تواند بدنه اهل سنت را نسبت به تبلیغات سلفیان در دشمنی با تشیع بدبین کند؟

کورانی: فقهای معتقد به روش مقارن، از شیخ‌طوسی تا علامه‌حلی و معاصرین، فقه‌مقارن را روش نوینی برای فهمیدن کل فقه دانسته‌اند. با روش مقارن معلوم می‌شود که وهابیت خارج از فقه مسلمین است.

از باب مثال، مسئله زیارت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، حدود زیارت، رفتن به زیارت، قبولی زیارت و مانند آن، به اجماع مسلمین از فروع دین است؛ امّا این‌ها، آن را در اصول دین گذاشتند؛ یعنی اگر کسی نیت کرد به زیارت پیغمبر برود، می‌گویند این شرک است. یا مثلاً توسل و استشفا به پیغمبر را تمام فقهای مسلمین جایز می‌دانند. تمام مسلمین هنگام زیارت قبر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، از آن حضرت شفاعت را در نزد خداوند طلب می‌کنند و می‌گویند: «یا رسول‌الله! اشفع لنا عندالله». وهابی‌ها اما معتقدند که این شرک اکبر است؛ یعنی کسی که توسل جسته به پیغمبر، واجب القتل می‌شود. در خیلی از مسائل از فروع و اصول، برخلاف تمام فقهای مسلمین فتوا داده‌اند و در این زمینه کتاب‌ها تألیف کرده‌اند. به‌عنوان‌نمونه، در مورد «سبکی» که خودش معاصر با «ابن‌تیمیه» است، به انحراف، ضلالت و ناصبی بودنش حکم کردند. آن‌ها بسیاری از مسائل، مثل زیارت مریض، دیدار مریض در بیمارستان‌ها، فاتحه بر قبور مسلمین را بدعت شمرده‌اند، درحالی‌که تمام مسلمین، آن‌ها را جایز و مستحب می‌دانند.

اجتهاد: آیا نقد فتاوای سلفیه با روش مقارن می‌تواند جاذبه سلفیه را در میان جوانان اهل سنت کاهش داده و بی‌پایگی اساس مذهبشان را نمایان کند؟

کورانی: حتماً چنین است. مثلاً کتاب شیخ‌مسیح‌بن‌نوح از اهل اردن در مورد اسانید احادیث زیارة النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله است یا مثلاً بحث‌های حافظ مغربی که ثابت کرد این‌ها خارج از شعب مسلمین هستند؛ لذا این کار حتماً خیلی مفید است.

اجتهاد: چرا وهابیان به روش مقارن اعتنایی نمی‌کنند؟

کورانی: آن‌هاکاری به مذاهب دیگر ندارند. البته شاید احتمال می‌دهند کسی مخالفتی با اعتقاداتشان ندارد. آن‌ها به‌هیچ‌وجه به آزادی بیان معتقد نیستند و معتقدند باید تمام منبرها و کتاب‌ها جمع شوند و فقط منبر و کتاب آن‌ها در صدر باشد. حتی از وقتی‌که وارد مکه می‌شوید، در همان فرودگاهشان، کتابچه‌هایی را بین مسلمانان پخش می‌کنند و به تکثیر پیام خودشان می‌پردازند.

 مثلاً می‌گویند: هر کس که بگوید «یا رسول‌الله! اشفع لی عندالله»، کافر است. این‌ها می‌گویند مسلمانان حق ندارند برحسب مذاهب خودشان حج به‌جا آورند تا مجبور شوند براساس مذهب آن‌ها حج را انجام دهند.

اجتهاد: آیا برای جلوگیری از نفوذ وهابیت و جاذبه آن‌ها نسبت به مقارن، نظر و ایده خاصی دارید؟

کورانی: اعتقادم این است که باید فتاوا و عقاید شاذ وهابیت را احصاء کنیم و به همه نشان دهیم که مطالب این‌ها با همه مسلمین مخالف است و اساساً آن‌ها داخل در اسلام نیستند. بعضی دوستان ما این کار را کردند و خیلی هم اثر داشته است. در سایت‌ها، وسایل گروهی یا در اینترنت و غیره، می‌بینید که اهل سنت از این‌ها فرار می‌کنند. اگر این کار بشود این منبع فساد و مذهب ضاله، خودبه‌خود از بین می‌رود و دیگر خریداری پیدا نمی‌کند.